اخبار داغسیاسی

زندگینامه آیت الله یوسف صانعی به همراه فتواهای جنجالی + علت فوت


زندگینامه آیت الله یوسف صانعی به همراه فتواهای جنجالی همچنین علت فوت آیه الله شیخ‌ یوسف‌ صانعی‌ و اطلاعات تکمیلی از زندگی شخصی در اینجا. حضرت آیت‌الله‌العظمی یوسف‌صانعی دعوت حق را لبیک گفت و به ملکوت اعلی پیوست. این مرجع تقلید شیعه، شامگاه پنج شنبه، در اثر زمین خوردگی مبتلا به شکستگی لگن و استخوان دست شد که بلافاصله به بیمارستان منتقل و در بیمارستان نکویی قم بستری شد.

زندگینامه آیت الله یوسف صانعی به همراه فتواهای جنجالی + علت فوت
زندگینامه آیت الله یوسف صانعی

قرار بود آیت الله صانعی امروز تحت عمل جراحی قرار بگیرد که متاسفانه هنگام اذان صبح دار فانی را وداع گفت. او که متولد ۱۳۱۶ نیک آباد اصفهان بود امروز ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ در قم درگذشت.

تولد و دوران‌ کودکی‌
آیه الله شیخ‌ یوسف‌ صانعی‌، در سال‌ ۱۳۱۶ هجری‌ شمسی‌ در روستای‌ نیک‌ آباد از توابع‌ «جرقویه‌» در استان‌ اصفهان‌ در میان‌ خانواده‌ای‌ روحانی‌ و دلبسته‌ به‌ اهل‌ بیت‌ :  به‌ دنیا آمد. پدرش‌ مرحوم‌ حجه الاسلام‌ و المسلمین‌ شیخ‌ محمد علی‌ صانعی‌، روحانی‌ سرشناس‌ و خدمتگزار به‌ مردم‌ بود جد ایشان‌ مرحوم‌ آیه الله مرحوم‌ حاج‌ ملایوسف‌ هم‌ از علمای‌ پرهیزکار و وارسته‌ زمان‌ خود بودند. ایشان‌ در فلسفه‌ از شاگردان‌ جهانگیرخان‌، در فقه‌ از شاگردان‌ آیه الله العظمی‌ میرزا حبیب‌ الله رشتی‌ بودند. آن‌ بزرگوار به‌ میرزای‌ شیرازی‌ بزرگ‌ رهبر نهضت‌ تنباکو دلبستگی‌ فراوان‌ داشته‌ و از مروجان‌ ایشان‌ بوده‌ است‌. مادر آیه الله یوسف‌ صانعی‌ نیز شهربانو نام‌ داشت‌ که‌ خود، زنی‌ پاکدامن‌ و متدیّن‌ بود و در حفظ‌ حجاب‌، اهتمام‌ ویژه‌ای‌ نشان‌ می‌داد.

 دوران‌ تحصیل‌
آیه الله صانعی‌، در شش‌ سالگی‌، در زادگاهش‌ ـ روستای‌ نیک‌ آباد ـ تحصیلات‌ خود را در مکتب‌ خانه‌ آغاز کرد و به‌ آموختن‌ قرآن‌ و کتابهای‌ متداول‌ آن‌ روزگار رو آورد. برخی‌ از درسهای‌ مقدماتی‌ را نیز نزد پدرش‌ آموخت‌. در سال‌ ۱۳۲۵، با توصیه‌ و راهنمایی‌ پدر و به‌ همراه‌ برادر، راهی‌ اصفهان‌ شد و به‌ تحصیل‌ علوم‌ حوزوی‌ پرداخت‌. آغاز تحصیل‌ او در حوزه‌، در زمانی‌ بود که‌ جامعه‌ به‌ دلیل‌ دسیسه‌های‌ رژیم‌ پهلوی‌، به‌ حوزه‌ علمیه‌، روی‌ خوش‌ نشان‌ نمی‌داد و طلاب‌ علوم‌ دینی‌، جایگاه‌ شایانی‌ در جامعه‌ نداشتند. علاوه‌ بر این‌، حوزه‌های‌ علمیه‌ نیز در بُعد اقتصادی‌ و مالی‌، وضعیت‌ خوبی‌ نداشتند.

وی‌ پس‌ از حضور در اصفهان‌، به‌ مدرسه‌ علمیه‌ کاسه‌ گران‌ رفت‌ و دروس‌ مقدمات‌ را نزد استادان‌ آن‌ مدرسه‌ فرا گرفت‌. سپس‌، در سال‌ ۱۳۳۰ هجری‌ شمسی‌، برای‌ ادامه‌ تحصیلات‌، به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ رهسپار شد. در قم‌ نیز به‌ مدرسه‌ علمیه‌ آقا سید صادق‌، واقع‌ در محلّه‌ گذرقلعه‌ سکونت‌ گزید. تلاش‌ علمی‌ وی‌، سبب‌ شد که‌ دوره‌ سطح‌ را در چهار سال‌ به‌ پایان‌ رساند و در سال‌ ۱۳۳۴ در آزمون‌ عمومی‌ فارغ‌ التحصیلان‌ دوره‌ سطح‌ شرکت‌ کند و رتبه‌ اول‌ را کسب‌ نماید. این‌ مسأله‌، باعث‌ شد که‌ آیه الله العظمی‌ بروجردی‌، وی‌ را مورد عنایت‌ و تشویق‌ خود قرار دهد.

با پایان‌ یافتن‌ دوره‌ سطح‌، در حالی‌ که‌ هیجده‌ سال‌ بیش‌ نداشت‌، به‌ درس‌ خارج‌ استادان‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ رفت‌؛ از جمله‌ در دروس‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) شرکت‌ جست‌ و تا زمان‌ تبعید امام‌ (ره‌) به‌ نجف‌، همواره‌ از شاگردان‌ ممتاز درس‌ او بود. وی‌ در طی‌ این‌ سالها، از تدریس‌ دروس‌ حوزوی‌ و نیز تبلیغ‌ احکام‌ و معارف‌ اسلامی‌ در نقاط‌ مختلف‌ کشور غافل‌ نبود و به‌ این‌، اهتمام‌ ویژه‌ای‌ داشت‌.

 استادان‌ و دوستان‌
آیه الله یوسف‌ صانعی‌، در طول‌ دوران‌ تحصیل‌ خود به‌ محضر استادان‌ بسیاری‌ شرفیاب‌ شد. وی‌ در اصفهان‌، کتاب‌ سیوطی‌ را نزد ادیب‌ معروف‌، مرحوم‌ معلّم‌ حبیب‌ آبادی‌، نویسنده‌ کتاب‌ مکارم‌ الا´ثار، و مغنی‌ را نزد مرحوم‌ یدالله پورهادی‌ فرا گرفت‌. پس‌ از عزیمت‌ به‌ قم‌ نیز، کتاب‌ معالم‌ الاصول‌ و بخشی‌ از کتاب‌ شرح‌ لمعه‌ را نزد آیه الله ستوده‌ آموخت‌ و در درس‌ قوانین‌ و رسائل‌، آیه الله موسی‌ صدر شرکت‌ کرد. بخشی‌ از رسائل‌ و مکاسب‌ را نزد آیه الله مشکینی‌ و نیز کتاب‌ منظومه‌ و بخشی‌ از مکاسب‌ را نزد آیه الله منتظری‌ آموخت‌. بخشهای‌ پایانی‌ مکاسب‌ و جلد اوّل‌ کفایه‌ را نیز، نزد آیه الله فکور فرا گرفت‌. برای‌ آموختن‌ جلد دوم‌ کفایه‌ نیز به‌ درس‌ آیه‌الله شیخ‌ عبدالجواد جبل‌ عاملی‌ رفت‌.

با پایان‌ یافتن‌ دوره‌ سطح‌، به‌ درس‌ خارج‌ آیه الله بروجردی‌ (ره‌) رفت‌ و حدود یک‌ سال‌ از درس‌ آن‌ مرجع‌ عظیم‌ الشأن‌ بهره‌ برد. وی‌ ویژگی‌ تفقّه‌ آیه الله بروجردی‌ را، ریشه‌ یابی‌ و بیان‌ پیشینه‌ بحث‌، تکیه‌ بر فتوا و نظر قدما، توجه‌ به‌ فتوای‌ فقهای‌ اهل‌ سنت‌، توجه‌ کافی‌ به‌ روایت‌، تطبیق‌ فقه‌ شیعه‌ با فتاوای‌ اهل‌ سنت‌ و جمع‌ بندی‌ مطالب‌ می‌داند.

وی‌ در سال‌ ۱۳۳۴، به‌ درس‌ خارج‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) رفت‌ و سالهای‌ متمادی‌ از محضر وی‌ بهره‌ برد. وی‌ شاگرد پروری‌، تکیه‌ بر ارزشها، شناخت‌ دقیق‌ موضوع‌ را از ویژگیهای‌ درس‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) می‌داند و ایشان‌ نیز نسبت‌ به‌ حضرت‌ آیه الله صانعی‌ عنایت‌ و لطف‌ ویژه‌ای‌ داشتند که‌ تبلور لطف‌ و بزرگواری‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌ ۷  هنگام‌ معرفی‌ ایشان‌ به‌ عنوان‌ دادستان‌ کل‌ کشور می‌باشد آنجا که‌ می‌فرمایند «من‌ آقای‌ صانعی‌ را مثل‌ یک‌ فرزند بزرگ‌ کرده‌ام‌ آقای‌ صانعی‌ وقتی‌ که‌ سالهای‌ طولانی‌ در مباحثاتی‌ که‌ ما داشتیم‌ تشریف‌ می‌آوردند ایشان‌ بالخصوص‌ می‌آمدند با من‌ صحبت‌ می‌کردند و من‌ حظ‌ می‌بردم‌ از معلومات‌ ایشان‌، و ایشان‌ یک‌ نفر آدم‌ برجسته‌ای‌ در بین‌ روحانیون‌ است‌ و مرد عالمی‌ است‌». (صحیفه‌ امام‌ ج‌ ۱۷ ص‌ ۲۳۱)

با تبعید امام‌ خمینی‌ (ره‌) از ایران‌ به‌ عراق‌، آیه الله صانعی‌، مدتی‌ در درس‌ آیه الله محقق‌ داماد (ره‌) و آیه الله اراکی‌ (ره‌) حاضر شد و از محضر ایشان‌ بهره‌های‌ فراوان‌ برد.

 فعالیتهای‌ علمی‌ و فرهنگی‌
آیه الله یوسف‌ صانعی‌، تا کنون‌ فعالیتهای‌ علمی‌ و فرهنگی‌ بسیاری‌ را به‌ جامعه‌ اسلامی‌ ایران‌ ارزانی‌ داشته‌ است‌. او در طول‌ سالیان‌ تحصیل‌ و پس‌ از آن‌، بارها به‌ مناطق‌ گوناگون‌ کشور سفر کرده‌ و به‌ تبلیغ‌ معارف‌ اهل‌بیت‌ :  پرداخته‌ است‌. همچنین‌ از سال‌ ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ به‌ طور مستمر، هر هفته‌ از قم‌ به‌ تهران‌ سفر می‌کرده‌ و در مساجد و کانونهای‌ فرهنگی‌ مختلف‌ شهر، جلسات‌ سخنرانی‌ بر پا می‌نموده‌ است‌. این‌ تلاش‌ پیگیر از وی‌، خطیبی‌ توانا و واعظی‌ برجسته‌ ساخته‌ است‌.

آیه الله صانعی‌، همزمان‌ با آغاز درس‌ خارج‌ ـ سال‌ ۱۳۳۴ ـ به‌ تدریس‌ علوم‌ حوزوی‌ روی‌ آورد و ابتدا، کتابهای‌ دوره‌ مقدمات‌ را تدریس‌ می‌نمود. سپس‌ به‌ طلاب‌ مدرسه‌ علمیه‌ حقانی‌ که‌ در آن‌ روزگار، در چارچوب‌ علمی‌ ویژه‌ای‌ درس‌ می‌خواندند، دروس‌ مختلف‌ دوره‌های‌ مقدمات‌، سطح‌ و خارج‌ را آموزش‌ می‌داده‌ است‌ که‌ حاصل‌ آن‌، ظهور بسیاری‌ از علما و محققان‌ حوزه‌ علمیه‌ و مسؤولان‌ اجرایی‌ کشور است‌. در طول‌ ۱۸ سال‌، تدریس‌ کتاب‌ مکاسب‌ در مسجد امام‌ حسن‌ عسکری‌ ۷ ، کتاب‌ کفآیه الاصول‌ و درس‌ خارج‌ فقه‌ در مدرسه‌ حقانی‌ از برنامه‌های‌ روزانه‌ وی‌ در آن‌ ایام‌ بوده‌ است‌.

وی‌ تدریس‌ خارج‌ فقه‌ را در سال‌ ۱۳۴۴ و تدریس‌ خارج‌ اصول‌ را در سال‌ ۱۳۵۲ آغاز کرده‌ است‌ که‌ تدریس‌ خارج‌ اصول‌ در سال‌ ۱۳۷۳ پایان‌ یافته‌ و تدریس‌ خارج‌ فقه‌ تا هم‌ اکنون‌ ادامه‌ دارد. مبنای‌ دروس‌ خارج‌ فقه‌ ایشان‌ تحریر الوسیله‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌ ۷  می‌باشد که‌ تا کنون‌ کتابهای‌ ذیل‌ را تدریس‌ فرموده‌اند: ۱ـ کتاب‌ الزکاه‌ ۲ـ کتاب‌ الحج‌ ۳ـ کتاب‌ النکاح‌ ۴ـ کتاب‌ الطلاق‌ ۵ـ کتاب‌ الخلع‌ و المبارات‌ و الایداء ۶ـ کتاب‌ الاطعمه‌ و الاشربه‌  ۷ـ کتاب‌ الارث‌ ۸ـ کتاب‌ القضاء ۹ـ کتاب‌ الشهادات‌ ۱۰ـ کتاب‌ الحدود ۱۱ـ کتاب‌ القصاص‌ ۱۲ـ کتاب‌ الدیات‌ و مسائل‌ مستمدثه‌ای‌ از ارث‌، طلاق‌، وقف‌ و ربا.

 آیه الله صانعی‌، تا کنون‌ کتب‌ فراوانی‌ را تألیف‌ نموده‌ است‌ که‌ به‌ برخی‌ از آنان‌ اشاره‌ می‌رود:
۱ـ فقه‌ الثقلین‌ کتاب‌ القصاص‌
۲ـ فقه‌ الثقلین‌ کتاب‌ الطلاق‌ (تقریرات‌)
۳ـ تقریرات‌ درسهای‌ خارج‌ حضرت‌ امام‌   خمینی‌ ۷
۴ـ رساله‌ای‌ در قاعده‌ فراغ‌ و تجاوز
۵ـ رساله‌ لاضرر
۶ـ حاشیه‌ بر عروه‌ الوثقی‌ و ملحقات‌ عروه‌ الوثقی‌ (آماده‌ چاپ‌)
۷ـ حاشیه‌ بر تحریرالوسیله‌ (آماده‌ چاپ‌)
۸ـ فقه‌ الثقلین‌ کتاب‌ الارث‌ (در دست‌ تألیف‌)
۹ـ فقه‌ الثقلین‌ کتاب‌ النکاح‌ (در دست‌ تألیف‌)
۱۰ـ رساله‌ توضیح‌ المسائل‌
۱۱ـ مجمع‌ المسائل‌ ۲ جلد
۱۲ـ احکام‌ نوجوانان‌
۱۳ـ احکام‌ بانوان‌
۱۴ـ استفتائات‌ قضایی‌ که‌ در دو جلد جزایی‌ ـ حقوقی‌ برای‌ اولین‌ بار آماده‌ چاپ‌ می‌باشد.

ایشان‌ هم‌ اکنون‌ مشغول‌ نوشتن‌ حاشیه‌ بر کتاب‌ مجمع‌ الفائده‌ و البرهان‌ مرحوم‌ محقق‌ اردبیلی‌ می‌باشد که‌ تا کنون‌ هفت‌ جلد از آن‌ را به‌ اتمام‌ رسانده‌اند و آماده‌ چاپ‌ می‌باشد.

 فعالیتهای‌ سیاسی‌
آیه الله صانعی‌ در پیش‌ از انقلاب‌ و پس‌ از آن‌، فعالیتهای‌ سیاسی‌ گسترده‌ای‌ را به‌ انجام‌ رسانده‌ است‌ او که‌ همزمان‌ با شرکت‌ در درس‌ فقه‌ و اصول‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌)، اصول‌ نهضت‌ و مبارزه‌ بر ضد طاغوت‌ را می‌آموخت‌، در زمان‌ رژیم‌ شاه‌، بارها و بارها به‌ افشای‌ ماهیت‌ خاندان‌ پهلوی‌ و استعمارگران‌ شرق‌ و غرب‌ می‌پرداخت‌.

از مهم‌ترین‌ گروههای‌ فعال‌ در حوزه‌ علمیه‌ قم‌، در آن‌ سالها، جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ بود. اعضای‌ این‌ مرکز، در طی‌ جلسات‌ گوناگون‌، ضمن‌ بررسی‌ وضعیت‌ جامعه‌، به‌ مناسبت‌های‌ گوناگون‌ اعلامیه‌ها و بیانیه‌های‌ بسیاری‌ بر ضد رژیم‌ شاه‌ صادر می‌کردند.

آیه الله صانعی‌ در آن‌ جلسات‌ حضور مستمر داشت‌ و نام‌ و امضای‌ او در بسیاری‌ از آن‌ اعلامیه‌ها به‌ چشم‌ می‌خورد. از جمله‌، بیانیه‌ خلع‌ ید شاه‌ بود که‌ نقطه‌ عطفی‌ در مبارزات‌ حوزه‌ علمیه‌ بر ضد شاه‌ محسوب‌ می‌شود.

آیه الله صانعی‌، در ایام‌ تبلیغی‌ نیز در شهرهای‌ گوناگون‌، ماهیت‌ رژیم‌ طاغوت‌ را افشا می‌کرد و مردم‌ را برای‌ مبارزه‌ فراگیر آماده‌ می‌ساخت‌. از جمله‌ می‌توان‌ به‌ سخنرانیهای‌ وی‌ در رفسنجان‌ اشاره‌ کرد که‌ به‌ احضار و ممنوعیت‌ وی‌ از منبر منجر شد؛ امّا آیه الله صانعی‌ به‌ افشاگریهای‌ خود ادامه‌ می‌داد و به‌ همین‌ دلیل‌، مدتی‌ نیز متواری‌ بود.

آیه الله صانعی‌ در سال‌ ۱۳۵۷، در حالی‌ که‌ برای‌ سخنرانی‌ به‌ مسجد جامع‌ بازار تهران‌ می‌رفت‌ دستگیر شد و به‌ همراه‌ امام‌ جماعت‌ مسجد ـ آیه الله حاج‌ آقا مجتبی‌ تهرانی‌ ـ به‌ کلانتری‌ برده‌ شد. در بازداشت‌، علاوه‌ بر توهینها و آزارهای‌ روحی‌، متحمل‌ ضربات‌ بدنی‌ بسیاری‌ نیز شد.

پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌، فعالیتهای‌ سیاسی‌ آیه الله صانعی‌، همچنان‌ ادامه‌ داشت‌. وی‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌، در مسؤولیتهای‌ اجرایی‌ گوناگونی‌ نقش‌ ایفا کرد که‌ برخی‌ از آنها به‌ شرح‌ زیر است‌:
۱٫ دادستانی‌ کل‌ کشور با حکم‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) از تاریخ‌ ۱۹/۱۰/۱۳۶۱ الی‌ ۱۸/۴/۱۳۶۴؛
۲٫ عضویت‌ در شورای‌ نگهبان‌ با حکم‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) از تاریخ‌ ۱/۱۲/۱۳۵۸ الی‌ ۱۹/۱۰/۱۳۶۱؛
۳٫ نمایندگی‌ امام‌ در شورای‌ بازسازی‌ مناطق‌ جنگی‌؛
۴٫ امامت‌ جمعه‌ قم‌ با حکم‌ امام‌ خمینی‌(ره‌)؛
۵٫ عضویت‌ در مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ در دوره‌ اول‌ به‌ نمایندگی‌ به‌ عنوان‌ نفر دوم‌ از مردم‌ تهران‌؛
۶٫ عضویت‌ در مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت‌ نظام‌ با حکم‌ امام‌ خمینی‌(ره‌)؛

زندگینامه آیت الله یوسف صانعی به همراه فتواهای جنجالی + علت فوت

فتواهای جنجالی

 

یکم : تساوى دیه‏ زن و مرد

امام خمینى ره  و همه‏ فقیهان شیعه، دیه‏ زن را نصف دیه‏ مرد مى‏دانند و بسیارى از آن‏ها به اجماعى بودن این حکم تصریح کرده‏اند. همچنین فقیهان همه مذاهب اهل سنت دیه‏ زن را نصف دیه‏ مرد مى‏دانند، مگر چند تن انگشت شمار از اهل‏سنت که مخالفت آن‏ها را بهایى نیست، لذا صاحب جواهر مى‏گوید : جملگى مسلمانان براین حکم اجماع دارند.

در مقابل اجماع فقیهان اسلام، آقاى صانعى در نسبتى خلاف واقع ادعا مى‏کند: منشأ تفاوت دیه‏ زن و مرد در زمان شهید بهشتى است. بهشتى در آن شرایط انقلابى این وجه اعتبارى را مطرح کرد که چون مرد خرجى مى‏دهد، دیه‏ وى دو برابر زن است. اصل این مطلب نادرست است … در فقه شیعه اصلاً این حرف‏ها و این گونه مسائل مطرح نیست. با اعتباراتى که اشکال دارد نمى‏توان قانون درست کرد.

بدین‏گونه آقاى صانعى اجماع فقیهان شیعه را انکار نموده، از شهید بهشتى انتقاد مى‏کند که با اعتبارات نمى‏توان قانون درست کرد. در حالى که دلیل ارائه شده از سوى آن شهید از روایات گرفته شده است.

مطلب دیگر این‏که وقتى از آقاى صانعى در مورد دیه‏ زن و مرد سؤال مى‏کنند، مى‏گوید: دیه زن و مرد مساوى است قضاءً لا طلاق ادله الدیه و عدم دلیل برتقیید .

در صورتى که که شیخ طوسى دلیل نصف بودن دیه‏ى زن را اجماع و روایات مى‏داند و صاحب جواهر، روایات باب را متواتر مى‏خواند، همان روایاتى که از پیامبر(ص) و ائمه (ع) نقل شده و مقیّدند و به صراحت دلالت بر نصف بودن دیه دارند.

دوم : ردّ فاضل دیه

امام خمینى ره  و همه‏ فقیهان شیعه در صورتى قصاص مردِ قاتل را در مقابل زنِ مقتول جایز مى‏دانند که اولیاى زن، فاضل (زیادى) دیه‏ قاتل را به ورثه‏اش بپردازند که نصف دیه‏ مرد است و این حکم اجماعى است. در مقابل، فقیهان اهل سنت جز اندکى از آن‏ها ردّ زیادى دیه را لازم نمى‏دانند.

آقاى صانعى برخلاف اجماع فقیهان شیعه و با پیروى از جمهور فقیهان اهل‏سنت، ردّ فاضل دیه را لازم نمى‏داند، درحالى که صاحب جواهر مى‏گوید: روایات مستفیض و متواتر این معنا را اثبات مى‏کند.

سوم : متعه‏

آقاى صانعى گفته است : «مشروعیت عقد موقت و متعه، فى‏الجمله براى مواقع اضطرارى همانند جنگ‏هاى طولانى، جزو مسلمات مذهب شیعه است و همان طور که مرقوم شده مشروعیتش براى موارد اضطرار است».

مدتى بعد با صراحت مى‏گوید: «اساساً عقد موقت در اسلام براى رفع ضرورت است، نه عیاشى مشروع یا عدل ازدواج دائم قرار گرفتن، بنابراین براى کسانى که همسرشان در اختیار آن‏ها است و مى‏توانند غریزه‏ جنسى را به وسیله همسر اطفا نمایند، عقد موقت مرد نسبت به زن مسلمان، به نظر این جانب، محل اشکال، بلکه محکوم به منع و عدم جواز است.»

نظر آقاى صانعى در منوط کردن جواز ازدواج موقت به وجود اضطرار همان دیدگاه قدیمى فقیهان اهل‏سنت است و اساساً نخستین فردى که قید «اضطرار» را دخیل در جواز متعه دانست، خلیفه‏ دوم بود که در دفاع از تحریم متعه گفت : «همانا رسول خدا(ص) متعه را در زمان ضرورت حلال کرد و اکنون مردم در آسایش‏اند».

برخلاف آقاى صانعى، فقیهان شیعه اجماعاً ازدواج موقت را جایز مى‏دانند و هیچ کدام آن‏ها جواز آن را مقیّد به قید اضطرار نکرده است.

چهارم : محرمیت فرزند خوانده

وقتى درباره‏ محرمیت فرزند خوانده با اطرافیان از آقاى صانعى سؤال مى‏شود، فتوا مى‏دهد: فرزند خوانده گرچه فرزند اصلى نمى‏باشد، لیکن چون اطلاع دادن و متوجه شدن او به فرزند خوانده بودن براى او حرج و مشقّت ولو روحى – که معمولاً چنین است – دارد، از جهت محرمیت حکم فرزند اصلى را داشته و همه محارم فرزند اصلى به او محرم مى‏باشند و جزو محارمش از حیث محرمیّت محسوب مى‏شوند و در محرمیّت ذکر شده، فرقى بین نسبى، مانند دایى و عمه و یا سببى، مانند مادر زن و یا مادر شوهر و غیر آن‏ها نبوده و نیست.

فقیهان شیعه تاکنون هرجا که درباره‏ ایجاد محرمیّت با فرزند خوانده اظهار نظر کرده‏اند، تنها به محرمیّت از راه رضاع یعنى شیر دادن و ازدواج اشاره کرده‏اند، از جمله خود آقاى صانعى در پاسخ مقلدانش، پیش از این تنها به همین دو راه اشاره کرده است و دیده نشده که فقیهى براى اثبات محرمیّت، آن هم براى نزدیکان سببى و نسبى به قاعده نفى حرج استناد کرده باشد. از طرز استدلال آقاى صانعى دانسته مى‏شود که وى به درستى مفاد قاعده‏ لاحرج را در نیافته است.

پنجم : ربا در قرض‏هاى استنتاجى

آقاى صانعى فتوا مى‏دهد : اگر کسى که قرض مى‏دهد، شرط کند که زیادتر از مقدارى که مى‏دهد بگیرد، در صورتى که قرض استنتاجى (تولیدى و اکتسابى) باشد به این معنا که شخص براى گذران زندگى و تهیه‏ نان شب خود و یا ورشکستگى و بیچارگى قرض نمى‏کند، بلکه براى کسب و ساختن خانه و امثال آن‏ها – که براى استنتاج است – قرض مى‏کند، عدم حرمت قرض ربوى استنتاجى – که نه تنها باعث جلوگیرى از معروف و تجارت و کسب و کار نمى‏شود، بلکه وسیله‏اى براى رونق بازار و اقتصاد سالم است – خالى از قوت نیست، هر چند احتیاط در به کار بردن حیل در این قسم ربا و زیاده مطلوب است، ولى اگر قرض ربوى استهلاکى باشد؛ یعنى براى نیاز و رفع احتیاج زندگى است، حرام و در حکم جنگ با خدا و رسول او است و هیچ حیله‏اى مجوّز آن نیست.

فقیهان شیعه و سنى اجماع دارند که به طور کلّى اگر در قرض، شرط شود که هنگام باز پرداخت، مقدارى به مبلغ بدهى افزوده شود، ربا و حرام است و تا قرن حاضر کسى در این حکم تردیدى نداشت تا این‏که با نفوذ اقتصاد سرمایه‏دارى در کشورهاى اسلامى برخى از عالمان اهل سنت، مانند رشید رضا و عبدالوهاب خلاف، این شبهه را مطرح کردند که آن چه اسلام تحریم کرده خصوص بهره‏ قرض‏هاى مصرفى و استهلاکى است و شامل بهره‏ قرض‏هاى تولیدى و استنتاجى نمى‏شود و متأسفانه آقاى صانعى بدون مطالعه کافى و دقت در آیات و روایات اهل‏بیت در این دام افتاده و این فتوا را داده است، حال آن که فضلاى حوزه‏ علمیه‏ى قم به خوبى به شبهات مزبور پاسخ گفته‏اند.

ششم : پاک بودن پوست غیر مذکى

آقاى صانعى گفته است : به نظر اخیر این جانب، چرم‏ها و پوست‏هاى تهیه شده در بلاد غیر اسلامى، اگر اطمینان باشد که از حیوانات مردار و میته گرفته نشده (که معمولاً امروزه مخصوصاً با توجه زیادى که به رعایت بهداشت در دنیا مطرح است، چنین اطمینانى وجود دارد)، نجس نیست. زیرا آن چه که نجس است، مردار و جیفه است نه غیر مذکى، هم‏چنین نماز خواندن با آن‏ها چنان چه از حیوان حلال گوشت باشد، مانعى ندارد.

در فقه شیعه، حیوان غیر مذکى، میته محسوب مى‏شود و پوست آن نجس و نماز با آن باطل مى‏باشد و این مطلبى اجماعى است و در روایات معصومان(ع) هم همین معنا به صراحت آمده است(۲۷) حال چگونه آقاى صانعى حکم غیر مذکى را از میته جدا مى‏داند، خود باید پاسخ بدهد.

هفتم : تشکیک در حکم ارتداد

از آقاى صانعى مى‏پرسند: آیا افراد مى‏توانند به صورت واقعى و نه تصنعّى دین خود را تغییر دهند؟
در جواب مى‏گوید : اگر این عمل از روى تحقیق، علم و آگاهى باشد و در واقع آگاهانه منکر دین فعلى خود شود، این مطلب، قابل بحث است اما اگر کسى علم و آگاهى به حقانیت دین خود دارد اما بازدست به انکار آن مى‏زند و مردم هم مى‏دانند این عقیده واقعى او نیست، این چنین کسى مستحق مجازات است.

این گفته آقاى صانعى که مى‏گوید «قابل بحث است»، زیر سؤال بردن حکم اجماعى فقیهان مسلمان است، آنان حتى در مورد کسى که یک حکم ضرورى دین را انکار کند حکم ارتداد و اعدام را جارى مى‏دانند چه رسد به این‏که‏ صراحتاً دین خود را انکار کند و تغییر دهد. قیدى که آقاى صانعى به عنوان راه نجات مرتد از مجازات مطرح کرده است، یعنى «انکار و تغییر دین از روى علم و آگاهى»، قیدى است که با احراز آن، همه فقیهان مسلمان حکم به مجازات فرد مى‏کنند. صاحب جواهر مى‏گوید: اگر حکم انکار شده، فى حد ذاته امرى ضرورى از ضروریات دین باشد و کسى که آن را انکار مى‏کند، از ضرورى بودن آن حکم نزد اهل دین اسلام اطلاع داشته باشد، با این انکار، کفر وى ثابت مى‏شود، چه این انکار زبانى باشد و از روى عناد گفته شود و چه هم زبانى باشد و هم اعتقاد قلبى او باشد.

شهید ثانى نیز مى‏گوید: ارتداد عبارت است از کفر بعد از اسلام و کفر یا بانیت یا با قول و یا با فعل تحقق مى‏بابد… قول مثل این‏که خدا یا پیامبران را انکار، یا رسول خدا(ص) را تکذیب کند، یا امرى را که اجماعاً حرام است حلال، یا امرى را که اجماعاً حلال است، حرام شمرد و ضابطه‏ى ارتداد، انکار ضرورى دین است و فرقى نمى‏کند از روى عناد، یا اعتقاد و یا استهزا باشد.بنابراین جایى براى تشکیک در این حکم نیست.

هشتم : ارث بردن کافر از مسلمان

آقاى صانعى مى‏گوید: آیا اسلام حقوقى را براى کسانى که شناسنامه‏ اسلامى دارند قرار داده است؟ حالا اگر کسى شناسنامه‏اش او را مسیحى، یهودى، زرتشتى و یا سایر ادیان که با اسلام دشمنى ندارند معرفى کرد آیا این گونه افراد از آن حقوق محروم مى‏شوند، یعنى فرد غیر مسلمان حق ندارد از مسلمان ارث ببرد؟ … ما چگونه بپذیریم مردى که شناسنامه‏اش اسلامى است وقتى از دنیا رفت فرزندش که مسلمان نیست و دینى غیر از دین اسلام را برگزیده است وشیره و میوه جان پدر است تنها به علت این‏که شناسنامه اسلامى ندارد از ارث بردن اموال پدر محروم شود.

این گفته آقاى صانعى هم برخلاف اجماع مسلمانان است. شهید ثانى مى‏گوید: مسلمانان اتفاق دارند که کفر مانع ارث مى‏شود و کافر از مسلمان ارث نمى‏برد.

صاحب جواهر پس از آن که کفر را از موانع ارث مى‏شمرد، مى‏گوید: کافر ذمى و حربى و مرتد و سایر اصناف کافر از مسلمان ارث نمى‏برند و در این حکم میان مسلمانان اختلافى نیست.

بنابراین از نظر فقیهان اسلام، این مطلب اثبات شده‏اى است که شخص مرتد از پدر مسلمان خود ارث نمى‏برد و آقاى صانعى تحت تأثیر احساسات خود، احکام خدا را به بازى گرفته است.

نهم : ازدواج مجدد

آقاى صانعى گفته است: ازدواج مجدد مرد بدون اجازه‏ همسر اول، خلاف شرع، حرام و معصیت است. در صورتى که رضایت زن اول وجود نداشته باشد، حتى اگر مرد تمکن مالى هم داشته باشد، ازدواج مجدد وى حرام است.

و براین گفتار افزوده است : ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول … از نظر شرعى جرم است و اگر زن اول بعد از عقد زن دوم رضایت ندهد، این عقد اثر حقوقى ندارد.

آقاى صانعى در این مسأله برخلاف اجماع مسلمانان فتوا داده است. علامه‏ى حلى مى‏گوید: فقیهان همه شهرها در همه سرزمین‏ها و زمان‏ها اتفاق دارند که براى مرد آزاد جایز است چهار زن آزاد را به عقد دائم خود در آورد.
بعضى از فقیهان در توضیح سخن علامه گفته‏اند : این گفته صراحت دارد در این‏که احدى از مسلمانان با جواز ازدواج با چهار زن مخالفت نکرده است، با وجود آن که در سایر مسائل فرعى زیاد اختلاف دارند. هر کس قایل به عدم جواز شود منکر صریح قرآن است و مخالف همه اهل اسلام … و اگر کسى این را انکار کند، مرتد است، چون ضرورى دین را انکار کرده است.

روایات فراوانى نیز بر جواز گرفتن چهار زن دلات دارد.

ضمن این‏که تا به حال بین فقیهان مسلمان دیده نشده است که کسى ازدواج مجدد را مشروط به رضایت زن اول کند، این شرط را آقاى صانعى بدون دلیل شرعى، از جانب خود ابداع کرده است. اگر چنین شرطى ملاک باشد حکم ازدواج مجدد در قرآن «فانکحوا ماطاب لکم من النساء مثنى و ثلاث و رباع» تقریباً لغو است، چون کم‏تر زنى است که براى ازدواج دوم شوهرش اجازه بدهد.

البته آقاى صانعى به این ابداعات قانع نیست و چنان مى‏نماید که در آینده قصد دارد در بسیارى از احکام دین تجدید نظر کند. نکته‏اى که در این‏جا تذکر آن لازم مى‏نماید این است که چرا مراجع محترم تقلید، مدرسین حوزه و فضلاى محترم با مماشات به فتواهاى شگفت آقاى صانعى مى‏نگرند، در صورتى که نشر چنین بدعت‏هایى که با کنار نهادن معیارهاى علمى حوزوى انجام مى‏گیرد گذشته از آن که ضربه کارى بر میراث فقیهان بزرگ شیعه است براى طلاب جوان و تازه کار، روشى نا مبارک و غلط را آموزش مى‏دهد که مفسده آن در آینده آشکار خواهد شد.

زندگینامه آیت الله یوسف صانعی / زندگینامه آیت الله یوسف صانعی / زندگینامه آیت الله یوسف صانعی/ زندگینامه آیت الله یوسف صانعی / زندگینامه آیت الله یوسف صانعی / زندگینامه آیت الله یوسف صانعی / زندگینامه آیت الله یوسف صانعی

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]



Source link

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن