سریالسریال ایرانیسریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟


سریال دل چند قسمت است ؟ به همراه خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال دل به کارگردانی منوچهر هادی در شبکه نمایش خانگی همچنین اطلاعات تکمیلی. طرفداران این سریال پر بیننده به دنبال جوان این سوال هستند. سریال دل به تهیه کنندگی ایرج محمدی و کارگردانی منوچهر هادی در حال پخش در شبکه نمایش خانگی است. این سریال با بازی بازیگرانی چون نسرین مقانلو، حامد بهداد، ساره بیات، مهراوه شریفی‌نیا، سعید راد و … با استقبال خوبی مواجه شده است.

سریال دل چند قسمت است ؟
سریال دل چند قسمت است ؟

در ابتدا گفته شد این سریال ۲۸ قسمتی است که در دو فصل ۱۴ قسمتی توزیع می‌شود، اما در نهایت بدون اتمام فصل اول، سریال دل ادامه پیدا کرد. تصویربرداری سریال همگی در تهران است و بخش کوتاهی در شمال کشور مقابل دوربین می‌رود. سریال «دل» به نویسندگی بابک و میثم کایدان در شبکه نمایش خانگی تولید و توزیع می‌شود.

این سریال در هفته های اخیر با استقبال زیادی روبه رو بوده است. بسیاری معتقدند داستان عاشقانه و مهیج این سریال به همراه ستاره هایی که در آن حضور دارند دو عامل مهم در دیده شدن سریال دل هستند.

منوچهر هادی یک بار دیگر و با ساخت این سریال نشان داده تبحر خاصی در شناسایی خواسته مخاطبین دارد. منوچهر هادی کارگردان دلدادگان، عاشقانه، آینه بغل، رحمان ۱۴۰۰، کارگر ساده نیازمندیم است که نام او پس از ساخت کمدی پر فروش من سالوادور نیستم بیش از گذشته مطرح شد.

ساخت هر کدام از سریال‌ها یا فیلم‌های سینمایی او بعد از آن دارای حواشی خاص خودش شد. از این میان بیشترین حواشی متوجه فیلم رحمان ۱۴۰۰ بود که پس از مدتی به دلیل آن چه عدم تطابق نسخه‌ پخش شده در برخی سالن‌ها با نسخه‌ اصلاح شده‌ این فیلم عنوان شد از پرده‌ سینماها پایین کشیده شد و چندی پیش نیز نسخه‌ی قاچاق این فیلم وارد بازار شد که هادی دیدن این فیلم با این شرایط را حرام خواند، جواد فرحانی تهیه کننده و و میثم کایدان و بابک کایدان نویسنده سریال مانکن و فیلم رحمان ۱۴۰۰ نویسندگان سریال دل هستند.

سریال دل چند قسمت است ؟
سریال دل چند قسمته

خلاصه قسمت ها

قسمت اول سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت دوم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت سوم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت چهارم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت پنجم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت ششم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت هفتم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت هشتم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت نهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت دهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت یازدهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت دوازدهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت سیزدهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت چهاردهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت پانزدهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت شانزدهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت هفدهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت هجدهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت نوزدهم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت بیستم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت بیست و یکم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت بیست و دوم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت بیست و سوم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟
سریال دل چند قسمت است

قسمت بیست و چهارم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت بیست و پنجم سریال دل

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت بیست و ششم سریال دل

رابی به خاطر اینکه آرش اشتباهی به جای اسمش اسم رستارو گفته ناراحت شده و دوباره ترس از دست دادنش را تو خودش احساس میکند به همین خاطر به آرش میگوید کاری کند تا این ترس از بین برود آرش میپرسد مثلا چیکار کنم و رابی بهش میگوید که فردا عقد کنیم یه عقد سوری آرش هم قبول میکند و به خانه که میرسند به خانواده خبر می دهند که فردا عقد میکنند، توران خوشحال می شود ولی برعکس اتابک ناراحت می شود و پیش سیاوش میرود وبهش میگوید که اگر قرار است کاری کنید الان وقتشه چون فردا قرار عقد کنند.

رستا پیش مهران می رود تا ازش حضوری به خاطر کاری که کرده معذرت خواهی کند وقتی به خانه برمی گردد با مادرش خلوت میکند و بعد از مدتی نکیسا با دسته گل به خواستگاری رستا میاید. از طرفی سیاوش به آوا زنگ میزند و ماجرارو میگوید که باید امشب انجام دهند آوا پیش سیاوش می رود و از آن طرف سیاوش به آرش زنگ میزند و میگوید که باید با هم صحبت کنند و در یک کافه ای که قبلا آرش با رستا به آنجا رفته بود و خاطره داشت قرار میگذارد. وقتی آرش به آنجا می رسد با سیاوش صحبت میکند و وقتی حرف رستا وسط میاید بلند می شود تا به بیرون رود که با آوا روبرو می شود و بهش میگوید که بقیه ماجرارو من برات تعریف میکنم و…

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت بیست و هفتم سریال دل

آوا تا میخواد حرف بزنه آرش بیرون میرود که به دنبالش میرود و جلویش را میگیرد و از عشقی که رستا هنوز در دلش نسبت به آرش دارد میگوید، آرش ازش جزئیات آن شب را میپرسد که چرا جشن را خراب کرد آوا بهش میگوید نمیتونم چیزی بگم باید از رستا اجازه بگیرم بعد ولی اینو بدون که بدون دلیل اینکارو نکرده همونجوری که برای اولین با جشن عقدتون را به هم زد آرش میگه من بالاخره باید بدونم که چه اتفاقی افتاده اینم یه بازی جدیده؟ که آوا میگه برو از رابی بپرس که باعث و بانی به هم زدن عقد اولتونه که اگه اون نبود شما دوتا الان زن و شوهر بودین. آرش حالش بد میشود و به دل خیابان میزند و خاطراتش را با رستا مرور میکند.

بعد به خانه مهران میرود که شاید چیزی دستگیرش شود که همسایه اش میگوید با نامزدش بیرون است منتظر میماند تا بیاد در این فاصله نکیسا به خواستگاری رستا رفته که خسرو خان میگوید بهتره الان بری موقعش نیست که موقع بیرون رفتن از خانه رستا صدایش میکند و میگوید اگه پدرم اجازه با هم صحبت کنیم. مهران با نامزدش میرسن و ارش با مهران صحبت میکند. مهران بهش میگوید که ما اصلا باهم رابطه ای نداشتیم همون شب تولد تموم شد، یه مدت فقط به هم زنگ میزدیم که اونم بعدا فهمیدم داره منو بازی میده داشت فیلم بازی میکرد آرش میگه چرا باید فیلم بازی کنه؟ دلیلش چی بوده؟ که مهران میگوید برو از خودش بپرس و در حین پیاده شدن از ماشین بهش میگوید فقط از این حرف مطمئنم که اون خیلی خیلی خیلی دوستت داره.

آرش تو این مدت جواب تلفن رابی نمیده و نگرانش میشود که به توران میگه خبر داره ازش یا نه که بهش میگه داره خونتونو اماده میکنه. آرش به خانه برمیگردد و در حیاط با پدرش صحبت میکند که از پدرش میپرسد شما از همه این قضایا خبر داشتین چرا چیزی نگفتین که کار به اینجا نکشه؟ او هم بهش میگه هیچ وقت برای هیچ تصمیمی دیر نیست زندگی با رابی با تعهد بدون عشق چندان جالب نیست نسبت به زندگی با رستا با سرشار از عشق و احساس و جاکلیدی که اول اسم رستا روش حک شده بود را بهش برمیگرداند.

سریال دل چند قسمت است ؟
سریال دل چند قسمت است

قسمت بیست و هشتم سریال دل

وقتی حرف آرش با پدرش تمام می شود توران و رابی به حیاط میایند و رابی با لباسی که قرار بود روز عقدشان بپوشد میاید تا نظر آرش را بپرسد اما آرش اعتنایی نمیکند، رابی بهش میگه ببخشید خستت کردم اصلا همه چیو فراموش کن همون هفته دیگه مراسمو میگیریم، آرش به رابی میگوید: یادته بعد از به هم خوردن عقدم با رستا گفتی از همه چیزم گذشتم تا بدستت بیارم اما هیچ وقت نگفتی چیکار کردی میخوام الان بهم بگی بدونم با کی قرار ازدواج کنم توران میگه حرف های قدیمو تو حال نزن اما آرش از رستا طرفداری میکند و از طرفی پدرش هم بهش میگوید که همه مخالفت هایی که میکرده در اصل مادرش میگفت او فقط بلندگو او بوده آرش به مادرش میگه دیگه نمیشناسمت و ساک لباس هایش را برمی دارد و از خونه بیردن میزند.

آرش به سمت خونه رستا می رود اما آوا جلویش را میگیرد و میگه الان موقعش نیست آرش میگه چرا؟ آوا در جواب میگه ماجرای تو و رابی یک طرف داستان بود وقتی نبودی برای رستا خواستگار اومده و حرف هاییم زده شده من باید اول با رستا صحبت کنم مطمئنم رستا هم مثل تو بهترین تصمیم را میگیرد و ارش بهش میگه کی بهم خبر میدی آوا میگه فردا ساعت ۱۰ شب زنگ بزن، وقتی ارش میره آوا سوار ماشین نکیسا می شود و میفهمیم که انها دستشان تو یه کاسه است. آوا از انجایی که عاشق آرش است این ماجرارو درست کرده تا به عشقش برسد و از طرفی نکیسا هم به عشقش یعنی رستا برسد و به نکیسا میگه که از رستا بخواد تا همه چیزو هرچه زودتر علنی کند.

آوا بعد از تنها شدنش به دوران کودکیش فکر میکند که خودش را باعث مرگ پدرش میداند، آن دوران وقتی که خانوادگی برای پیکنیک کنار سد رفته بودن، توپ آوا به کنار پرتگاه میافتد که از پدرش میخواد توپو برایش بیاورد هرچه انها میگویند که تو راه برگشت یه نوعشو برات میخریم آوا اصرار میکند که همون توپشو میخواد که وقتی میره توپو برداره تو سد میافتد و غرق می شود از طرفی افسرده میشود چون فکر میکند که مادرش او را باعث و بانی مرگ شوهرش میداند.

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت بیست و نهم سریال دل

آرش سرانجام می فهمد که از چه طریقی رو دست می خورد. وی مادرش و رابی را متهم به نقشه در جهت بر هم زدن عروسی او و رستا می کند، هر دو نیز این قضیه را اعتراف می کنند. سپس آرش می گوید که عقد من با رابی لغو می شود و از خانه بیرون می زند. در حالی که مادرش شدیدا مخالف این کار آرش بود و به سختی در مقابل وی ایستاده بود ولی رابی به یک باره جلو می آید و می گوید که من از این عشق گذشتم چرا که وقتی آرش دلش با من نباشد برای من نیز فایده ای ندارد. در جریان این بحث ها و مشاجرات پدر آرش نیز هوادار پسرش بود و مادر وی را شماتت می کرد.

قسمت ۲۹ نیز با اتفاقات بسیاری همراه بود. مشخص می شود که قبل از این که پای رستا به شرکت آرش باز بشود، آوا از آن زمان عاشق آرش بود ولی با معرفی خواهرش و استخدام رستا در شرکت، کم کم احساسی بین آرش رستا شکل می گیرد و این دو عاشق هم می شوند. در این بین این قضیه برای آوا بسیار سنگین می آید و او که فکر می کند رستا دارد عشقش را از او می رباید به فکر چاره و عملی کردن نقشه های پلیدی می افتد. در گام نخست با نکیسا همداستان می شود تا رستا را در شب فروسی اش بدزدند. در واقع این آوا بود که نکیسا را تحریک کرد که رستا از دست تو می رود و باید حتما عروسیشان را بهم بزنی. و همه این ها هم به قضایای کودکی آوا باز می گردد وقتی که با افتادن توپ او در رودخانه و درخواست از پدرش که به آب بزند برای پیدا کردن توپ. پدر آوا در نهایت در آب غرق می شود. اوا خود را گناهکار و قاتل می داند. از سویی مادر آوا پس از مرگ همسرش با پدر رستا ازدواج می کند و در این بین، مادر آوا توجه زیادی به رستا می کند و همین باعث تشدید حس های خدشه دار و بیمارگونه و البته حسادت های آوا می شود. و همه این ها و این ها پیش زمینه ای برای این اقدامات جنایتکارنه و بی شرمانه می شود. آوا همچنان در بین عملی کردن نقشه هایش یعنی از یک سو دور کردن آرش از رستا و به همان اندازه نزدیک کردن خود به آرش است. نقشه هایی که به نظر می رسد که کم کم در حالی نتیجه دادن است.

سریال دل چند قسمت است ؟
سریال دل چند قسمت است

قسمت سی ام سریال دل

قبل از این که پای رستا به شرکت آرش باز بشود، آوا از آن زمان عاشق آرش بود ولی با معرفی خواهرش و استخدام رستا در شرکت، کم کم احساسی بین آرش رستا شکل می گیرد و این دو عاشق هم می شوند. در این بین این قضیه برای آوا بسیار سنگین می آید و او که فکر می کند رستا دارد عشقش را از او می رباید به فکر چاره و عملی کردن نقشه های پلیدی می افتد. در گام نخست با نکیسا همداستان می شود تا رستا را در شب فروسی اش بدزدند. در واقع این آوا بود که نکیسا را تحریک کرد که رستا از دست تو می رود و باید حتما عروسیشان را بهم بزنی. و همه این ها هم به قضایای کودکی آوا باز می گردد و ریشه در حسادت ها و عقده های کودکی وی دارد!

قسمت ۳۰ نیز با اتفاقات بسیاری همراه بود. این قسمت بیشتر با اتفاقات گذشته و پلی بک های به زندگی پیشین کارکترها گذشت. مشخص می شود که همه این داستان ها زیر نظر آوا بوده. آوا بوده که نکیسا را ترغیب به دزدیدن رستا می کند. نکیسا در جشن تولد رستا شرکت می کند و به او هدیه می دهد. در حالی که رستا همان دستبندی را که در جشن تولد پارسال از نکیسا (که او هم از مادرش به یادگار داشت) به دست می زدند و نکیسا دلگرم به ازدواج با رستا می شود. در حالی که رستا شک های زیادی به نکیسا دارد و گمان می برد که همه این داستان ها زیر سر او باشد. در این بین ولی به نظر می رشد که در قسم تهفته اینده سریال دل مشخص می شود که نکیسا به خانواده خیلی خیانت های بسیاری بکند. خسروخان که جریان را می فهمد با او درگیر می شود و…

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت سی و یکم سریال دل

در قسمت های اخیر سریال دل دیدیم که مشخص می شود که همه این داستان ها زیر نظر آوا بوده. آوا بوده که نکیسا را ترغیب به دزدیدن رستا می کند. نکیسا در جشن تولد رستا شرکت می کند و به او هدیه می دهد. در حالی که رستا همان دستبندی را که در جشن تولد پارسال از نکیسا (که او هم از مادرش به یادگار داشت) به دست می زدند و نکیسا دلگرم به ازدواج با رستا می شود. در حالی که رستا شک های زیادی به نکیسا دارد و گمان می برد که همه این داستان ها زیر سر او باشد.

قسمت ۳۱ نیز با اتفاقات بسیاری همراه بود. این اپیزود با ادامه نقشه های آوا در جهت رسیدن به آرش بود. آوا به آرش قضیه ارتباط پنهانی پدرش با یک زن دیگر را فاش می کند تا با این کار هم برای کار دیروزش (عدم خبردهی به رستا) عذری داشته باشد و هم این که آرش را از پدرش دور کند تا بتواند به او برسد. گرچه آرش در نخستین برخورد این ادعا را از او نپذیرفت ولی آوا در ادامه به رو کردن مدارکی متوسل شد. از سوی دیگر داستان، پدر رستا با کمک دوست و رفیقش که یک سرهنگ نیروی انتظامی بازنشسته بود توانست به رازهای شب عروسی دختر پیش ببرد. سرانجام وی با توضیحات این سرباز و همچنین دیدن فیلم های آتلیه فهمید که پشت همه ماجراهای دزدیدن رستا و بهم خوردن عروسی شخص نکیسا بوده است. خسروخان به خانه نکیسا برای انتقام می رود ولی…

سریال دل چند قسمت است ؟

قسمت سی و دوم سریال دل

آوا به آرش قضیه ارتباط پنهانی پدرش با یک زن دیگر (مرسده) را فاش می کند تا با این کار هم برای کار دیروزش (عدم خبردهی به رستا) عذری داشته باشد و هم این که آرش را از پدرش دور کند تا بتواند به او برسد. گرچه آرش در نخستین برخورد این ادعا را از او نپذیرفت ولی آوا در ادامه به رو کردن مدارکی متوسل شد. از سوی دیگر داستان، پدر رستا با کمک دوست و رفیقش که یک سرهنگ نیروی انتظامی بازنشسته بود توانست به رازهای شب عروسی دختر پیش ببرد. سرانجام وی با توضیحات این سرباز و همچنین دیدن فیلم های آتلیه فهمید که پشت همه ماجراهای دزدیدن رستا و بهم خوردن عروسی شخص نکیسا بوده است.

قسمت ۳۲ نیز با اتفاقات بسیاری همراه بود. این اپیزود را در واقع باید به نام آوا نوشت. چرا که وی همه نقشه هایش را یا عملی کرد یا به آستانه انجام نهایی رساند. وی رابطه پنهانی اتابک و مرسده را در نزد توران فاش می کند و وی را از قرار این دو مطلع می کند. توران به سر قرار می رود و اتابک را با مرسده در خانه او می بینید و به این ترتیب بالاخره متوجه خیانت چندین ساله شوهرش می شود در همین حال نیز آرش هم که با نقشه قبلی آوا به آن محل می رود شاهد مشاجره و دعوای شدید پدر و مادرش می باشد. هدف آوا از یک سو دور کردن آرش از پدرش (به واسطه فساد مالی و اخلاقی) ، در درجه دوم دور کردن و متنفر کردن رستا از آرش و در وهله سوم هم می کوشد تا پس از رقم زدن این موارد، آرش را به سمت خود بکشاند تا به وصال او برسد. وی به نظر می رسد که نقشه هایش را یکی یکی به درستی پیش می برد. حتی پس از این ماجرا ها به همراه آرش است، وی را تنها نمی گذارد. به شرکت می رود تا نقش یک غمخوار و دلداری دهنده را بازی می کند. وی می کوشد تا با این کار (در کنار آرش ایستادن در بدترین روزهایش) بتواند دل وی را به دست بیاورد تا به خواسته چندین و چند ساله اش برسد.

سریال دل چند قسمت است ؟
سریال دل چند قسمت است

قسمت سی و سوم سریال دل

آرش از آوا میپرسد : از کی قضیه بابام رو میدونستی؟ آوا با مکث میگوید : یکسالی میشد. آرش میگوید : چرا الان گفتی ؟ آوا میگوید : تو و رستا بعد از کلی جنگ و دعوا به هم رسیدین. نمیخواستم همه چیز رو خراب کنم. آرش میگوید : رستا همیشه منو با خانوادم میخواست. با این شرایط به نظرت جواب رستا چیه ؟ آوا میگوید : من اگه عاشق کسی باشم براش شرط نمیزارم. تو به خاطر رستا عقدت رو بهم زدی. حالا نوبت رستا هست که به خاطر تو کاری کنه. الان اوضاع یکم آشفته س. بسپارش به من. آوا با نکیسا بیرون بیمارستان حرف میزند و میگوید : چند روزی وقت داریم.آرش بدون هماهنگی با من سراغ رستا نمیاد.باید عقد کنید. نکیسا میگوید : تو این شرایط اصلا منطقی نیست. من خسرو خان رو مثه پدرم دوست داشتم. آوا میگوید : از کسی که یه دختر رو شب عروسیش دزیده این حرفها بعیده. نکیسا میگوید : از روی هوس نبوده که بهم سرکوفت میزنید. آوا میگوید : پس این احساسات مسخره ت رو جمع و جور کن. نکیسا میگوید : پدر شمام هست. آوا میگوید : اون پدر من نیست. پدر من مرده. فقط هزینه و خرج و مخارج منو میداد.فقط پدر رستا بود.وقتی زندگی همه چیزت رو توی بچگی بگیره دیگه هیچی تکونت نمیده. باید رستا رو راضی کنیم عقد کنید. نکیسا میگوید : حالا من باید چیکار کنم ؟ آوا میگوید : تو کاری نمیتونی بکنی. ولی یه خواهر میتونه. رستا بالای سر پدر است و به او میگوید : بابا بلند شو. مگه همیشه خوشحالی منو نمیخواستی؟ خوب من الان خوشحال نیستم. من دو روزه نخوابیدم. آوا وارد میشود و سعی میکند خودش را غمگین نشان دهد. رو به رستا میگوید : بابا الان توی برزخ هست.

با دکترش حرف زدم. گفت خیلیا توی یک هفته اول به هوش میان اما بعدش معلوم نیست. رستا میگوید : تا ده سالم طول بکشه منتظرش میمونم تا به هوش بیاد.آوا میگوید : باید آخرین آرزوهاش رو برآورده کنی. برای عقد تو و آرش خیلی خوشحال بود اما بعدش اون اتفاقا افتاد. دلش میخواست عقد تو و نکیسا رو ببینه. رستا به فکر فرو میرود و آوا بعد از اینکه متوجه میشود حرفهایش تاثیر خودش را گذاشته اتاق را ترک میکند. خدمتکار به توران میگوید که پدرش با او کار دارد. توران سعی میکند خودش را جمع و جور کند.اشکهایش را پاک میکند و پیش پدرش میرود و میگوید : ببخشید این دو روز خیلی کار داشتم نتونستم بهتون سر بزنم. پدر میگوید : اتابک کجاست؟ توران میگوید : کار براش پیش اومد رفت. پدر میگوید : سر قولش واینستاد. توران میگوید : شما خبر داشتید ؟ پدر میگوید : فقط من خبر دارم توی اون سینه ی پر کینه چی میگذره. اتابک وارد میشود و میگوید : سر قولم بودم اما نشد. رو به توران میکند و میگوید : قرار نبود اینجوری بفهمی. برگه طلاق را به او میدهد و میگوید : سه شنبه بیا دادگاه. توران شروع به تهدید میکند و میگوید : چیزی که باید تموم بشه رابطه تو با اون زنیکه س. فکر میکنی نمیدونم پول مهریه رو از کجا آوردی؟ از من دزدی میکنی؟ اتابک میگوید : دزدی!؟ من سهم پدرمو برداشتم. توران میگوید : سهم!؟ تو پسر یه تاجر ورشکسته بودی که پدر من زیر پر و بالت رو گرفت. پدر میگوید : بزار بره. برو اتابک و دیگه برنگرد. همه چیز اونجوری که میخوای میشه. اتابک میرود و توران به دنبال او میرود. اتابک را صدا میزند و میگوید : اتابک نرو. منو ترک نکن. من دوست دارم. اتابک اما قبول نمیکند و میگوید : به خاطر من گریه نمیکنی به خاطر غرور خودته. اتابک میرود و توران بلند بلند شروع به گریه میکند. پدر صدای گریه های ضجه وار توران را میشنود. گوشی خسرو خان در کاراژ زنگ میخورد. سرهنگ به گوشی او زنگ میزند. نکیسا گوشی را برمیدارد و میرود.

نکیسا به بیمارستان میرود و با رستا حرف میزند. رستا گریه میکند و میگوید : اگه بابا اونجاست به خاطر منه. نکیسا میگوید : نه به خاطر شما نیست. خسرو خان خیلی خوشحال بود که شما به زندگی برگشتین.چند بار این اواخر اومد با هم حرف زدیم. از این حرفهایی که پدر زن ها به دامادشون میگن. شما رو دست من سپرده بود. نزارید بد قول بشم‌ برید خونه و استراحت کنید. نکیسا گوشی و لباسهای خسرو خان را به رستا میدهد. رستا موقع پیاده شدن از ماشین نکیسا از او تشکر میکند. در حال رفتن به ساختمان است که در حیاط سی دی فیلم عروسی از لباس ها بیرون می افتد. رستا سی دی را برمیدارد و میرود. از طرف مطب روانشناسی با ناهید تماس میگیرند و ناهید برای رفتن پیش روانشناس آوا هماهنگ میکند. سیاووش پیش رابی میرود و با او حرف میزند. سیاووش میگوید : میدونم خیلی سخته توی یک قدمی رسیدن آرزوت از دستش بدی. امیدوارم منو ببخشی. رابی میگوید : ازت ناراحت نیستم. درکت میکتم. همه دنبال احساس خودشون بودن. من، تو ، آرش! فراموش کردن آرش به معنی این نیست که تو رو انتخاب میکنم. سیاووش میگوید : من دارم میرم. اگه یه وقت تصمیم گرفتی با خاطراتت زندگی نکنی میدونی من کجام. سیاووش میرود و رابی به تمام خاطراتی که از او دارد فکر میکند. به تمام هزاران باری که او را پس زد اما سیاووش باز هم به سمت او برگشت. دکتر با آوا،رستا و نکیسا راجع به وضعیت خسرو حرف میزند و میگوید : ممکن است یکساعت دیگر از کما خارج شوند ممکن هم هست سالها توی همین وضعیت بمانند. یک هفته دوران طلایی بود که به هوش بیان. اما این به معنای قطع امید نیست. ثابت بودن وضعیت ایشونم به معنای خوب شدنشون نیست. ممکنه یکساعت دیگه وضعیتشون بد بشه. شما باید به زندگی عادی خودتون ادامه بدید.

سریال دل چند قسمت است ؟
قسمت سی و سوم سریال دل

قسمت سی و چهارم سریال دل

در این قسمت رستا بالاخره به عقد با نکیسا رضایت می‌دهد. اصرار‌های عجیب آوا هم برای کسی شک برانگیز نمی‌شود. قرار‌های عقد گذاشته می‌شود و مقدمات مراسم کوچکشان فراهم. اما ناهید، مادر آوا، از یک طرف و آرش از سویی دیگر به اتفاقات مشکوک می‌شوند. تماس مداوم فیلم بردار عروسی بالاخره جواب می‌دهد و آرش از حضور خسرو در آتلیه و تهیه‌ی فیلم‌های مقابل درب آرایشگاه با خبر می‌شود. فیلمی که آرش هم نسخه‌ای از آن تهیه می‌کند، اما آن چه خسرو به دنبال آن بود و به آن دست هم یافت توجه آرش را جلب نمی‌کند. ناهید نیز به رفتار آوا شک می‌کند و بعد از پرس و جو از پزشک تراپیست او و بعد از شنیدن پنهانی حرف‌های او و نکیسا و دیدن آرش در بیمارستان راهش به خانه‌ی خانواده‌ی سپنتا می‌رسد. صحبت کردن با مادر آرش بالاخره باعث می‌شود که ناهید تصاویر پراکنده‌ی ذهنش را کنار هم گذارد و نقش آوا را در اتفاقات اخیر زندگی شان کشف کند.

انتظار تغییر در روند سریال دل بعد از گذشت سی و چهار قسمت انتظاری بیهوده است، اما این موضوع تحمل آن را آسان‌تر هم نمی‌کند. شخصیت پردازی دل از اختلالات روحی و شخصیتی استفاده نمی‌کند تا شخصیتی پیچیده و چند بعدی را خلق کند. بلکه بیشتر به نظر می‌رسد که صحنه‌های صحبت شخصیت‌ها با پزشکان روان شناس که بسیار هم مصنوعی از آب در آمده اند صرفا پیدا کردن توجیهی برای اعمال و رفتار غیر منطقی و عجیب شخصیت‌های داستان است که البته باز هم کاملا در این امر نیز ناموفق است.

گیریم رستا “عملا جنازه”‌ای است که نمی‌تواند تصمیم درستی برای خودش بگیرد، اما ناهید چرا در مقابل تصمیم احمقانه و خنده دار رستا مقاومتی نمی‌کند؟ رستا که همه‌ی سریال مثل جنازه‌ای متحرک بود، اما چرا در مقابل اتفاقی که برای خسرو افتاده است ناهید و پسرش حتی قطره اشکی هم نمی‌ریزند. پسر نوجوانی در آن سن به راحتی وقتی پدرش روی تخت بیمارستان است بعد از مدرسه پاپیون می‌زند و به مراسم عقد خواهرش می‌رود؟! پس نویسنده و کارگردان فراموش کرده اند که چند قسمت را به تاثیر و تاثرات همین پسر نوجوان اختصاص داده بودند؟

انگیزه‌ی ناهید برای رفتن به خانه‌ی خانواده‌ی سپنتا چیست؟ آخر مگر از این بدتر هم می‌شود؟ چنین فیلمنامه چنین سکانسی فقط در کلاس‌های فیلمنامه نویسی ایرج ملکی می‌تواند قابل قبول باشد. نویسنده کاراکترش را بدون انگیزه، بدون دلیل و همینطور از سر بیهودگی به جایی هدایت می‌کند که در آن جا حرف‌هایی را بشنود چیز‌هایی برایش روشن شود. وقتی نه ناهید انگیزه‌ای دارد و نه توران فقط انگیزه‌ی نویسنده می‌تواند آن‌ها را به گفتگو بکشاند.

سریال دل چند قسمت است ؟
قسمت سی و چهارم سریال دل

قسمت سی و پنجم سریال دل

مراسم عقد رستا و نکیسا اگرچه با تاخیر، اما سر آخر برگزار می‌شود. مراسمی کوچک که فقط خانواده‌ی چهار نفره‌ی رستا و نکیسا در آن حضور دارند. ناهید که از صبح روز عقد به کار‌های آوا مشکوک شده بود سرانجام گره از شکش باز می‌کند و از همه چیز با خبر می‌شود. از عشق آوا به آرش، از نقشه‌های آوا برای به هم زدن زندگی رستا و از هم دستی شیطانی نکیسا.  ناهید بعد از فهمیدن ماجرا سعی می‌کند که رستا از موضوع با خبر کند، اما بخت با او یار نیست. هر آنچه رستا باید از ناهید می‌شنید را آوا می‌شنود. آوا که همه چیز را در لبه‌ی پرتگاه نابودی می‌بیند به زبان التماس و تهدید متوسل می‌شود و در نهایت مادرش را راضی می‌کند که مهر سکوت بر لبانش بزند و نظاره گر جاری شدن خطبه‌ی عقد برای رستا و نکیسا باشد.

بدین شکل دیگر مسیری که برای باز شدن گره‌های زندگی رستا وجود داشت نیز بسته می‌شود. اما امید تازه‌ای که برای حل و فصل ماجرا وجود دارد حضور سرهنگ است. او تنها کسی است که از انگیزه‌ها و اهداف خسرو پیش از سکته کردن و به کما رفتنش خبر دارد و اوست که می‌تواند با پی گیری برخی سرنخ‌ها به نتیجه برسد.

سرنخ‌های دیگری هم در اختیار کاراکتر‌های دیگر داستان وجود دارد، اما آن‌ها هر یک درگیر ماجرایی هستند که توجهی به سرنخ در اختیارشان ندارند. البته در واقع کاراکتر‌های بی انگیزه و بی کنش دل همگی گوش به فرمان کارگردان سریال هستند تا در زمان مناسب، از نظر او، باز هم اتفاقی به فکر انجام کاری بیفتند و قصه‌ی کم جان دل را پیش ببرند. در قسمت سی و پنجم اوج بازی بد یکتا ناصر و افسانه بایگان را نیز شاهد هستیم. دو بازیگری که صحنه‌های احساسی طولانی‌ای را در این قسمت در مقابل یکدیگر دارند و نتیجه‌ی این صحنه‌ها نمایشی بسیار پایین‌تر از نام و آوازه‌ی این دو بازیگر سینما است.

سریال دل چند قسمت است ؟
قسمت سی و پنجم سریال دل

قسمت سی و ششم سریال دل

سرهنگ، دوست خسرو خان که از ماجرای رستا خبر داشت و دنبال کاراش بود رستارو تو بیمارستان میبیند و از حال پدرش میپرسد و با دادن شماره اش ازش میخواد هروقت بهوش اومد بهش خبر بدهد. رستا سرهنگ را به خاطر میاورد و ازش درباره ماجرای خودش سوال میکند سرهنگ بهش میگوید قرار بود یک نسخه از فیلم عروسیشان را بهش بدهد که این اتفاق افتاد رستا یادش میاید که موقع تحویل لباس های پدرش یک سی دی از جیبش بیرون افتاد. آوا به نکیسا پیام میدهد که باید همدیگرو ببینیم، وقتی نکیسا پیش آوا میرود، آوا بهش میگوید که مادرش ماجرارو فهمیده همون موقع رستا به نکیسا زنگ میزند که کی میای اینجا من خونه کار دارم نکیسا و آوا استرس میگیرند که رستا این موضوع را نفهمد واسه همین به محض رفتن نکیسا به بیمارستان آوا نیز به خانه می رود، وقتی می رسد میبیند که رستا پیش مادرش هست که حالش خوب نیست میپرسد که چی شده که رستا میگه چیزی نیست سرش گیج رفته اوا وقتی سمت مادرش می رود با رفتار سرد مادرش روبرو می شود. رستا سی دی را به سرهنگ می دهد.

اتابک پیش مرسده میرود اما مرسده بهش میگوید که من نمیدونستم تو هنوز زن داری تو به من گفتی ۱۰ ساله گذاشته رفته من دیگه نمیتونم این رابطه را ادامه بدم از زندان هم زنگ زدن فاراب به خاطر من یکیو کشته میخوان اعدامش کنن میخوام تا وقتی که هست پیشش باشم اتابک به تصمیم مرسده احترام میزارد و میرود. آوا چمدانش را میبندد و به خانه آرش میرود و با گریه بهش میگوید که رستا دیوانه شده، آرش بهش میگه چیشده که آوا میگه نتونستم جلوشو بگیرم عقد کرد. از طرفی رستا تو بیمارستان خواب بود که نکیسا با انداختن کتش روی رستا، از خواب میپرد و به محض باز کردن چشمش تتوی روی مچ نکیسا را میبیند یاد اون شب تجاوز میافتد بلند می شود و به بهانه حالت تهوع به دستشویی میرود و یاد حرف های سرهنگ میافتد که یکدفعه نکیسا وارد دستشویی می شود که رستا میترسد…

سریال دل چند قسمت است ؟
قسمت سی و ششم سریال دل

قسمت سی و هفتم سریال دل

بزودی خلاصه داستان این قسمت اضافه می شود.

 


همچنین بخوانید:

[تعداد: ۳۴   میانگین: ۴.۳/۵]



Source link

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن